بار اسرائیل اسرائیل عربستان عربستانی

بار: اسرائیل اسرائیل عربستان عربستانی کشورهای عربی عربستان سعودی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود / مصطفی کیایی

بیستمین برنامه «سی و پنج» با اجرای فریدون جیرانی میزبان مصطفی کیایی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینما و تلویزیون بود.

حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود / مصطفی کیایی

مصطفی کیایی: حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود

عبارات مهم : ایران

بیستمین برنامه «سی و پنج» با اجرای فریدون جیرانی میزبان مصطفی کیایی، کارگردان و فیلم نامه نویس سینما و تلویزیون بود.

به گزارش خبرآنلاین، فریدون جیرانی که در برنامه شب گذشته (2 دی ماه) میزبان مصطفی کیایی بود، در ابتدای صحبت هایش خطاب به کیایی گفت: «تو یکی از عالی ترین فیلمسازان داستانگوی سینمای کشور عزیزمان ایران هستی که هنوز خط ساخت فیلمت را عوض کردن نداده ای و امیدوارم که در «چهارراه استانبول» هم این خط را عوض نکرده باشی و همان داستان گویی شیوه خودت را ادامه داده باشی.»

حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود / مصطفی کیایی

کیایی راجع به آخرین اوضاع «چهارراه استانبول» نیز گفت: ««چهارراه استانبول» کار سنگینی بود و بخش زیادی کار ویژوال داشت که در حال انجام هست. امروز در حالی که معلوم نبود فیلم به جشنواره می رسد یا خیر، یک نسخه از فیلم را تحویل دادیم و فکر می کنم اگر همه چیز بر اساس برنامه پیش رود، جهت جشنواره فیلم فجر آماده خواهد شد.» در ادامه نیز جیرانی به طرح سوالاتی پرداخت و کیایی نیز پاسخگوی آنها شد که در ادامه می آید.

در مورد خودت و «چهارراه استانبول» در وقت جشنواره زیاد صحبت خواهیم کرد. شما آیا در کانون کارگردانان در مورد عدم اکران «عصبانی نیستم» بیانیه ندادید؟

در ابتدا توصیه ای در مورد کانون کارگردانان بگویم؛ شخصاً فکر می کنم یکی از ضعف های کانون این است که خیلی کار انجام می دهد ولی تبلیغات و اطلاع رسانی ندارد و فکر می کنم گواه این ادعا شخص رضا درمیشیان هست. ما جهت «عصبانی نیستم» خیلی تلاش کردیم و حتی در جلسه ای که با وزیر ارشاد داشتیم از آقای درمیشیان هم دعوت به حضور کردیم و بحث پرسشها کانون را کنار گذاشتیم و زیاد صحبت ما با وزیر در مورد فیلم های مردها امیریوسفی و درمیشیان بود و هر دو را نیز با خود به این جلسه بردیم ولی نخواستیم این عنوان رسانه ای شود. ما به جای این کار، ترجیح دادیم که کار مثبتی انجام دهیم؛ در این راستا حتی جهت «لانتوری»، به حوزه هنری رفتیم.

بیستمین برنامه «سی و پنج» با اجرای فریدون جیرانی میزبان مصطفی کیایی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینما و تلویزیون بود.

موضع وزیر ارشاد در این جلسه چه بود؟

وزیر فقط گوش دادند و در آخر جلسه به ما قول دادند که مسئله این فیلم ها را حل خواهند کرد و گفتند ما با دید مثبت به این قضیه نگاه و تلاش می کنیم مسئله حل شود. ما تمام زمانی که می توانستیم در آن جلسه راجع به پرسشها خودمان صحبت کنیم تمرکزمان را بر فیلم های توقیفی گذاشتیم، حتی از آقای درویش هم دعوت کردیم که با ما بیاید ولی نیامد.

در مورد «آشغال های دوست داشتنی» هم صحبت کردید؟

در مورد همه فیلم های توقیفی به خاص دو فیلم «آشغال های دوست داشتنی» و «عصبانی نیستم» که کارگردان هایشان همراه مان بودند، صحبت کردیم و آقای وزیر و آقای حیدریان قول دادند این مسئله را در مناسب ترین وقت حل کنند که این موضوع، خروجی جلسه ما بود.

حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود / مصطفی کیایی

به همین علت و اینکه ما فکر می کردیم «عصبانی نیستم» اکران می شود، کانون کارگردانان بیانیه ای نداد و در این حدود یک هفته ای که قرار است اکران نشود، هنوز جلسه ای در کانون نداشتیم تا در مورد صدور بیانیه تصمیم گیری کنیم.

این فیلم از یک کمیته ثابت پروانه نمایش دارد و نباید مشکلی جهت اکران داشته باشد!

بیستمین برنامه «سی و پنج» با اجرای فریدون جیرانی میزبان مصطفی کیایی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینما و تلویزیون بود.

متاسفانه معضل بزرگ سینمای کشور عزیزمان ایران این عنوان هست. من خودم در هر جلسه ای که با مسئولان دارم تنها یک خواهش را مطرح می کنم و می گویم که جهت پروانه ساخت و نمایشی که ارائه می دهید، ارزش قائل شوید. این مساله بزرگ ترین لطف در حق ما است که بتوانیم در آرامش سرمایه گذار جذب و کار کنیم؛ باورتان نمی شود سرمایه گذاران اگر فیلم به مساله کوچکی پرداخته باشد پا بعد می کشند و از سرمایه گذاری می ترسند و هراس دارند که ارگانی دیگر فیلم را از سینما بیرون بکشد.

وقتی قانون نتواند پشت فیلم هایی که پروانه داده در بیاید معضل بزرگی هست. مردها اشاره نمی کنند که «عصبانی نیستم» قبلا دو بار پروانه نمایش گرفته است.

روزهای آخر کار آقای شمقدری پروانه ساخت «عصبانی نیستم»، «خط ویژه» و «طبقه حساس» صادر شد. به یاد دارم جهت این سه فیلم خیلی سخت می گرفتند تا اینکه دولت عوض کردن کرد و زمانی بود که تیم قبلی مانده بودند تا کارشان را تحویل دهند. در همان وقت در روزنامه خواندم که «خط ویژه» و دو فیلم دیگر پروانه ساخت گرفته است در صورتی که ما حدود ۶ ماه درگیر این فیلم ها بودیم که پروانه ساخت نمی دادند و خودم مایوس شده است بودم که اصلا دیگر آن را نمی سازم ولی به طور خارق العاده ای عنوان عوض کردن کرد.

حرکت تلویزیون در ماجرای ناصر ملک مطیعی خیلی بد بود / مصطفی کیایی

متاسفم افرادی که گزارش تهیه می کنند با این عنوان اشاره نمی کنند که «عصبانی نیستم»، دو بار پروانه نمایش گرفته است و این بار سوم است که شورا به فیلم پروانه نمایش داده است!

همین اتفاق جهت فیلم آقای امیریوسفی هم افتاده است و مسئله اکران دارد. اینجا قدرت قانون مطرح است که اگر اجرا شود کسی دچار مسئله نمی شود.

صنف باید پای این قضیه بایستد. ولی مثل اینکه صنف مان نیز دچار مسئله است؟

صنف در سینمای ایران، شوخی هست. من الان عضو شورای مرکزی صنف هستم ولی واقعا از این عضویت پشیمانم. هیچ کدام از اعضا، همکاری در صنف ندارند؛ قدرت صنف از همکاری اعضایش پدید می آید و متاسفانه این عنوان در صنف وجود ندارد و البته در هیچ صنفی نیست.

اما در دوره آقای شمقدری، کمی قدرت گرفت؟

آن عنوان واکنشی بود و در تقابل با شرایط پیش آمده جهت منزل سینما این تصویر العمل صورت گرفت و پتانسیل این تصویر العمل وجود داشت.

در آن وقت منزل سینما شخصیت مستقلی پیدا کرد ولی دوباره منفعل شد. هر لحظه هنگامی که دولت و منزل سینما با هم نزدیک می شوند، این انفعال به وجود می آید؛ من یادم است در دوره دولت ۷۶ هم این انفعال به وجود آمد. هنگامی که اختلافات بین دولت و صنف درست می شود، اختلافات داخلی شکل می گیرد..

البته منزل سینما و هیات مدیره اش، نگرانی هایی در مورد شخصیت حقوقی منزل دارند و تلاش می کنند پرسشها را محتاطانه تر جلو ببرند که به این شخصیت قانونی و حقوقی خودش نزدیک شود.

کانون کارگردانان هنوز به وزارت کار نپیوسته است؟

خیر

در این مجمع عمومی زودرس قصد دارید این عنوان را مطرح کنید؟

خیر، ما دو بار این مساله را مطرح کردیم ولی به حدنصاب نرسید و چون وقت مجمع عمومی جهت انتخابات رسیده هست، این مجمع عمومی را برگزار می کنیم، چون تصمیم گیری در این مورد، مهم است و عده ای مخالف و موافق دارد و هر اتفاقی بیفتد قطعا خروجی ممکن است باعث نارضایتی عده زیادی شود. طبیعتاً تصمیم به این بزرگی را نمی توان با حداقل آرا گرفت و باید حتما مجمع با حداکثر آرا در این مورد تصمیم بگیرد.

یعنی شما می خواهید این تصمیم گیری را به شورای مرکزی آینده واگذار کنید؟

ما ناچاریم این کار را کنیم، چون وقت مان به آخر رسیده و باید مجمع را برگزار کنیم.

چه کار کنیم که صنف قدرت مهم اش را به دست بیارود؟

ضعف در این عنوان به ریشه های فرهنگی ما بر می گردد و همکاری اجتماعی در تک تک ایرانی ها نهادینه نشده است و یک حس نارضایتی از هر کسی که مسئولیتی دارد و عدم وجود اعتماد، باعث این معضل شده است است.

زمانی که خود من عضور شورای مرکزی شدم، قصد کاندید شدن نداشتم ولی اینقدر کارگردانان جوان اصرار به حضور من کردند، وارد شدم ولی هنگامی که وارد کار شدم احساس کردم آن موقعیت جهت یکسری افراد خیلی مهم است و بیانیه ها و سنگ اندازی های متفاوت شروع شد و این در صورتی است من هیچ وقت وارد حاشیه نشده ام و می دیدم که به دنبال این هستند که جهت من هم حاشیه بسازند و من تلاش می کردم از این قضیه پرهیز کنم. فکر می کنم تک تک اعضا باید در صنف احساس مسئولیت کنند، البته اعضا هم حق دارند چون صنف یک مساله دوطرفه است ولی در هر حال، هنگامی که تمام اعضا در کنار یکدیگر همکاری داشته باشند به نظر من صنف می تواند قدرت بگیرد و به اعضایش امتیاز و خدمات دهد.

در مورد آتش زدن کارت عضویت سعید سهیلی چه اتفاقی پیش آمد؟

این عنوان از عدم اطلاع رسانی در صنف نشات می گیرد و نقطه ضعف صنف در این دوره، همین عنوان بود. در تمام جلساتی که جهت فیلم آقای سهیلی می رفتیم، من و مردها میری و بزرگ نیا همراه تهیه کنندگان بودیم.

یک محافظه کاری در کانون کارگردانان حاکم نیست که وارد جنجال نشود؟

هر جا که احساس می کردیم باید وارد عمل شویم، وارد شدیم و حرف زدیم ولی از آدم هایی که جنجال بی مورد و حاشیه درست می کنند، پرهیز کردیم و ما دنبال آن نیستیم.

آیا این محافظه کاری شما به ارتباط تان با معاونت سینمایی بر می گردد؟

ما ارتباط خاصی با معاونت سینمایی نداریم.

یعنی شما کارهایتان را با منزل سینما و معاونت سینمایی هماهنگ نمی کنید؟

اصلاً، الان مدیرعامل منزل سینما مصر است که کانون کارگردانان به وزارت کار بپیوندد و ما زیر بار نرفتیم و معتقدیم اعضا باید تصمیم بگیرند.

خودت موافق این پیوستن هستی؟

خودم هنوز قانع نشدم چراکه نمی دانم وزارت کار چقدر می تواند جوابگوی ما باشد ولی گویا به خاطر شرایط منزل سینما ناچاریم این کار را انجام دهیم. با هر جایی که به وزارت کار پیوسته بود صحبت کردیم، هنوز هیچ بازخوردی نداشتند تا بتوانیم بر اساس پیشرفت آنها ما هم به وزارت کار بپیوندیم. کانون کارگردانان، صنف خاص تری است و خیلی از اعضای ما مخالف هستند. شورای مشورتی هم با پیوستن به وزارت کار مخالف است.

در انتخابات بعدی هم کاندید می شوی؟

قطعاً خیر. اگر آقای بزرگ نیا نبود من حتما استعفا داده بودم.

قبل از اینکه به سینمای داستان گوی تو برسیم، اتفاقی در هفته گذشته در تلویزیون افتاد و ناصر ملک مطیعی دلگیر شد. خیلی بابت این قضیه متاسفم چون افرادی در سن و سال اقای ملک مطیعی حساس تر هستند و باید برایشان احترام قائل بود. نظر تو در این مورد چیست؟

چون به سینما قهرمان پرور علاقه دارم، به نظر من ناصر ملک مطیعی یکی از قهرمانان سینمای کشور عزیزمان ایران بوده است و مردم خاطرات زیادی با او دارند و این مساله کمی نیست. ایشان الان ۴۰ سال است که بازی نکردند ولی هنوز در خاطر مردم ماندگارند. به نظر من حرکت تلویزیون خیلی بد بود و نمی دانم این ناهماهنگی کجا اتفاق افتاده بود و اگر قرار بود چنین اتفاقی بیفتد آیا اینقدر تبلیغات کردند!؟ بعد از سال ها قرار بود ناصر ملک مطیعی از یک تریبون رسمی با میلیون ها مخاطب دیده شود و هنگامی که این اتفاق افتاد، طبیعی بود ناراحت شوند.

لازم است بگویم نخستین استار سینمای کشور عزیزمان ایران که تبدیل به ستاره شد ناصر ملک مطیعی است در سال ۳۱ بعد از فیلم «ولگرد». بعد از این فیلم تبدیل به صورت روز شد و چند فیلم بعدی نیز شبیه به همین کاراکتر را بازی کرد.

آقای کیایی، تو فیلمساز شریف سینمای داستان گویی هستی که زمانی من آن را میانه (به تماشاگر احترام می گذارد و تلاش می کند ارتباط با تماشاگر عام داشته باشد) می نامم. این سینمای داستان گو را تو راه انداختی و چندین سال است که در این حوزه کار می کنی. الان ما وارد نوع دیگری از سینما که عامه پسند هست، شده است ایم. من از فروش فیلم ها خیلی خوشحالم ولی به آقای فرحبخش هم گفتم که خالتور از گنج قارون هم عقب مانده تر است! در مورد این عنوان بحث کنیم که آیا سینمای عامه پسند الان از فیلم های سال های گذشته، عقب مانده است؟

اگر به من بگویند سینمای من، سینمای بدنه هست، با افتخار آن را می پذیرم یعنی فکر می کنم وارد سینما شده است ام جهت مخاطب. هر چقدر تعداد مخاطبان فیلم من زیاد باشد برایم رضایت بخش تر هست. آن زمانی هم که فقط کارگردان فیلم هایم بودم برایم جذابیت داشت که فروش زیادی جهت تهیه کننده صورت می گرفت و می دانستم که مخاطب بیشتری فیلم من را دیده هست. من از اول به سینمای هالیوود گرایش داشته ام و اعتقاد این است که سینما اول سرگرمی است یعنی شعارهایی که در مورد فرهنگسازی سینما می دهند را اولویت های دوم و سوم خودم می دانم. اعتقاد دارم اگر کارگردانی می خواهد حرفی را در فیلمش مطرح کند، باید آن را در یک پکیج جالب مطرح کند. تمام مردم دنیا عاشق قصه هستند؛ فیلم تایتانیک به خاطر قصه باعشق اش فروخت.

نقطه برابر هم دارد..

بله. البته قصه تعریف کردن کار سخت تری است تا تعریف نکردن. فکر می کنم ۸۰ درصد فیلمسازان به خاطر عدم توانایی ارزش در قصه تعریف کردن، به نوع دیگر فیلمسازی می روند. ولی راجع به مخاطب سینمای کشور عزیزمان ایران نمی شود تحلیل درستی ارائه کرد؛ من هر چقدر در این مورد فکر کردم به تحلیل درست و جامعی نرسیدم. چطور می شود فیلم آقای فرهادی می فروشد و یک فیلم سطح پایین هم می فروشد!؟ البته می دانم که مخاطبان مختص به خود را دارند و مخاطبی که فیلم فرهادی را می بیند، به سراغ فیلم دیگری نمی رود.

رفتارشناسی مخاطب ایرانی خیلی پیچیده هست؛ یادم است ۸ سال پیش، فیلم های کمدی شونه تخم مرغی خیلی باب شد و به سینمای کشور عزیزمان ایران ضربه زد. هنگامی که من بعدازظهر سگی سگی را ساختم دوره حکمرانی این نوع فیلم ها بود و فیلم من از فیلم های شونه تخم مرغی آن وقت لطمه خورد. من فکر می کنم این عنوان به مسئولان فرهنگی هم برمی گردد.

آیا این عنوان به محدودیت های اجتماعی ارتباط ندارد؟ برایم ثال هنگامی که تلویزیون تصویر ساز موسیقی را پخش نمی کند، سینما پخش می کند و در واقع یک تصویر العمل صورت گرفته است..

هر جا تابوشکنی صورت می گیرد، از محدودیت نشأت می گیرد. مثل عنوان مدلینگ که در همه جای دنیا وجود دارد و بسیاری از مدل ها بازیگر می شوند. الان زن های زیادی هستند که گرایش به تصویر مدلینگ دارند! چرا؟ این یک آسیب اجتماعی است و من در فیلم «بارکد» با این مساله شوخی کردم. تصویر مدلینگ جهت سوپراستارها و تبلیغات است! آیا هر زن منزل داری یک تصویر مدلینگ دارد؟

اینها پرسشها خیلی پیچیده فرهنگی هست؛ ما هر چه را که نمی توانیم در تلویزیون ببینیم به سراغش می رویم از بس ندیدیم و نداشتیم.

آقای کیایی خیلی افراط و تفریط هست؛ در سریال تلویزیونی و سریال شبکه نمایش خانگی! در نوع پوشش هم افراط وتفریط هست. به خاطر همین است که سریال های شبکه نمایش خانگی مخاطب دارد..

این عنوان حتی در طرح روابط هم دیده می شود. من شخصاً برایم سخت است که در تلویزیون کار کنم و دلیلش این نیست که تلویزیون جای بدی است ولی به علت تنوع سلایق مدیرانش است که یک اثر تحت تاثیر قرار می گیرد و مایه های فیلمنامه بهم می ریزد و شخصا علاقه ای به آن نخواهم داشت و طبیعتاً مخاطب هم به آن علاقه نخواهد داشت.

به نظر من، ساختار تولیدی فیلم ها مسئله دارد نه فیلمنامه ها که به فیلم ها آسیب می رساند که فیلم ها در وقت کمتری ساخته شوند تا سریعتر به مرحله فروش برسند و این خطری است که دور سینمای کشور عزیزمان ایران می چرخد..

این قطعاً یک تب است ولی این مساله هر لحظه بوده است.

نه هر لحظه نبوده، من خودم با یک تهیه کننده حرفه ای قرارداد بستم..

البته دیگر نمی توان به آن دوره برگشت. فکر می کنید آیا من خودم تهیه کنندگی کارهایم را می کنم؟ من تهیه کنندگی می کنم تا در آرامش فیلمم را بسازم نه اینکه پول بیشتری بگیرم. بعید می دانم می توانستم «چهارراه استانبول» را با تهیه کننده ای غیر خودم بسازم فیلمی که نزدیک ۳ میلیارد هزینه اش شده است هست. اکثر تهیه کنندگان انتظار دارند که کارگردان پول با خودش بیاورد..

همه تهیه کنندگان اینگونه اند به جزء فرحبخش و چند تای دیگر که می دانند چطور هزینه کنند تا ضرر نکنند..

ما مسئله مهم در زمینه تهیه کنندگان داریم. هر لحظه شلوغ ترین سانس جشنواره فجر جهت فیلم های من رخ داده هست. وقت نمایش بارکد، تمام دوستان منتقد و رسانه هم در سالن می خندیدند و لذت می بردند و بعد از فیلم هم همه می گفتند حالشان خوب شد. ولی یک نقد مثبت راجع به بارکد جایی منتشر نشد. «بارکد» باعث معروفیت عجیب و غریب من شد.

به نظر من بارکد، فیلمنامه، ساختار و کارگردانی خوب و شوخی های مدرنی دارد..

دوستان تهیه کننده که داوران جشنواره بودند به این علت فیلم من را از داوری کنار گذاشتند که من خودم تهیه کننده بودم! اگر با من مسئله داشتند، بازیگران، طراحان صحنه ولباس و صدابردار و فیلمبردار که وجود داشتند!

معتقدی که فروش فیلم های عامه پسند تب است؟ یعنی این تب می افتد؟

بله، اگر تولید این نوع فیلم ها انبوه شود، خودش بعد می زند. این دوره را حدود ۸ سال پیش هم داشتیم. این عنوان نه تنها در مورد این نوع فیلمها، بلکه در تکرار موضوعاتی چون روابط زن و شوهری، خیانت و … نیز اتفاق می افتد. هر چیزی در سینما که تکرار و زیاد بشود مخاطب آن را بعد می زند. پارسال در جشنواره همه فیلم ها را اشتباه یادشان می آمد چون مضمون های تکراری وجود داشت. مسئله اساسی به این بر می گردد که ما الان در سینمای کشور عزیزمان ایران ژانر نداریم.

بعد از «خط ویژه» متوجه شدم که پسربچه های ۱۲ الی ۱۴ ساله از این فیلم خوششان آمده است و هنگامی که دقیق تر فکر کردم متوجه شدم که به خاطر تعقیب و گریز و هیجان فیلم است که این نوع مخاطب از فیلم خوششان آمده هست، اینقدر که ما گونه کودک و نوجوان جالب نداریم متاسفانه مخاطب کودک و نوجوان ما در فیلم های بزرگسال دنبال هیجان هستند.

فیلم بعدی من قطعا در ژانر اکشن یا وحشت هست؛ من الان به دنبال این هستم که در ژانرهای متفاوت فیلم بسازم.

خیلی خوب است ولی بعضی کارگردانان از این عنوان وحشت دارند. البته می دانی که کارگردانانی که در ژانرهای متفاوت فیلم می سازند مورد وثوق منتقدان نیستند..

اما فضای هیچ کدام از فیلم هایم شبیه به هم نیست و من دوست دارم این عنوان را تجربه کنم. بگذارید خسارت این تجربه را بدهم.

تو می توانی این کار را بکنی ولی در کشور عزیزمان ایران رسم نیست و می گویند کارگردان باید سبک داشته باشد! تو در فیلم هایت حرفت را می زنی. همان هالیوود در تولیدات انبوهش، حرفش را مطرح کرد و نه در سینمای روشنفکری اش.

بخاطر اینکه فیلم هایی که مخاطب جهانی دارند می توانند فرهنگسازی کنند. الان ما با مشکلی مواجه هستیم؛ سینمای ارزشی و روشنفکری ما هیچگاه موفق نیستند و نمی فروشند.

باید ارزش هم تعریف شود. فیلمی مثل «مریم مقدس» ارزشی بود که در وقت خود فروش خوبی داشت.

چون جذابیت داشت. باید به تعریف مهم سینما یعنی سرگرمی برگردیم یعنی سینما باید مخاطبش را جذب و سرگرمش کند.

وقتی می گوییم سرگرمی، خیلی ها معتقدند که از دلش فیلم نازل بیرون می آید. ما به سینمای عامه پسند و سرگرم کننده نیاز داریم.

سینما در ابتدا سرگرمی است و به این توصیه اعتقاد دارم که سینما می تواند سرگرم کند و حرف بزند. سینما باید تمام احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و من آن را دوست دارم. اگر کارگردانی بتواند تمام فکر و ذهن خودش را داخل چنین پکیجی بیاورد و با جذابیت خاصی به مخاطب ارائه دهد، او برنده هست. این عنوان در سینمای ارزشی و دینی هم حاکم است و حتی این عنوان ممکن است در مورد سوژه ای که بارها تصویر شده است هست، اتفاق بیفتد.

ما باید اجازه بدهیم مردم گزینش بکنند. مسئله ما از آنجایی شروع می شود که یک عده که فکر می کنند عقل کل هستند تعیین می کنند مردم چه کار بکنند در صورتی که باید اجازه بدهیم خود مردم گزینش کنند و مردم عالی ترین تصمیم گیرنده هستند. احساس درونی من این است که کارگردانان دوست دارند فیلم های کم دردسری بسازند و به سمت کمدی می روند ولی باید اجازه بدهیم همه گونه های سینمایی وجود داشته باشند و مردم گزینش کنند.

الان مدتی است که سینمای اکشن از بین رفته است و اگر تو بتوانی در این ژانر کار کنی باید به تو تبریک گفت..

فیلم بعدی من یا یک اکشن خانمانه و یا یک عنوان دیگر در ژانر وحشت است.

وقتی خاطران همنسلان شما را ورق می زنم، همه تاراج و زینال بندری را یادشان است.

من خودم تاراج را ۵ بار در سالن سینما دیدم.

می دانی که تاراج باعث شد ایرج قادری ممنوع الکار شود و جمشید هاشم پور نتواند با آن قیافه کارش را ادامه دهد؟

بله

باید در تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران بنویسند فیلمی که اینقدر تماشاگر داشته و همه حسرت می خوردند، کارگردان و بازیگرش را ممنوع الکار کردند!

حتی در آن مقطع در دهه ۶۰، ما ژانر کودک داشتیم و گلنار، پاتال و دزد عروسکها می دیدیم و سینما جهت هر سلیقه ای وجود داشت.

همان گلنار را به خاطر آواز و موسیقی اش در تلویزیون پخش نکردند!

مگر می شود فیلم موزیکال بدون موسیقی باشد. الان جامعه تشنه موسیقی است و شاهد این ادعا کنسرت های خواننده های متفاوت است که طرفداران زیادی دارند.

در همین شب یلدا چقدر خواننده به تلویزیون آمدند و هیچ اتفاقی نیفتاد!؟

برنامه آقای مدیری که کمی بازتر از بقیه برنامه هاست، به این علت که شادتر است موفق شده است هست. اصولا فکر می کنم که مسئولان باید از عبوسی در بیایند و تفکر شاد داشته باشند چون جوان نیاز به خوش حالی دارد.

در چهارراه استانبول هم این روایت داستان گویت را ادامه دادی؟

روایت «چهارراه استانبول» خطی است ولی فکر می کنم هیجان و ضرباهنگش از تمام فیلم هایم زیاد باشد. قصه من قصه پلاسکو نیست ولی قصه من به بهانه درام در واقعه پلاسکو غلت می خورد و درگیر می شوند. از ۲۴ ساعت قبل از آتش سوزی پلاسکو تا ۲۴ بعد از آتش سوزی را در فیلم روایت می کنم و اصلا به یک عنوان تاریخی توجه نکردم و فکر کردم که باید قصه بگویم و قصه هر جا که نیاز داشته وارد پلاسکو شده است و هرجا که مورد نیاز نبوده، ورود نکردم یعنی قصه گویی برایم مهمتر است.

مثل تایتانیک جیمز کامرون که هیچکس فکر نمی کرد یک ماجرای باعشق در یک کشتی غرق شده است مطرح شده است باشد.

در داستان من هم همه می دانند که پلاسکو فرو می ریزد.

تاریخ مجمع عمومی کانون کارگردانان چه زمانی است؟

۱۹ دی ماه برگزار می شود. امیدوارم که اعضا عنوان انتخابات را مهم بدانند و بیایند چون آینده کانون مطرح است و باید به دوستان بیرون که شیطنت می کنند و دوست دارند حاشیه سازی کنند، بگویم که قصد نداریم وارد حاشیه شویم. حضور اعضا باعث می شود کانون منسجم تر مدیریت شود.

واژه های کلیدی: ایران | سینما | مخاطب | ایرانی | سینمای | سینمایی | تلویزیون | تلویزیون

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs